برابرهای واژه نا سالم به پارسی
جستن واژهای دیگرنا سالم
برابرهای پارسی
بیمار، نابکار، ناسازگار
واژه «نا سالم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیمار، نابکار، ناسازگار» میباشد.
به جای «نا سالم» بگوییم «بیمار، نابکار، ناسازگار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ناسازگار
شدن پیش این دیو ناسازگار
بدو گفت کای دیو ناسازگار
ز نیک و بد چرخ ناسازگار
بدو گفت کای ترک ناسازگار
به گفتار این دیو ناسازگار
بیمار
نبینی بدان شهر بیمار کس
شده زار و بیمار و بیهوش و توش
از اندوه او سست و بیمار شد
چو بهمن چنان دید بیمار شد
شود کار بیمار و درویش سست
نابکار
چنین گفت کاین گفتن نابکار
کزین دو یکی گر شود نابکار
به رای و به اندیشهٔ نابکار
به پرهیز و اندیشهٔ نابکار
سخن چند آلودهٔ نابکار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: آرمان، آرزو، امیدواری، امید